جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.آرشیو برای سپتامبر, 2009
بدنیا اومده.
روز تولدم هیچ چیزی نمیشه گفت جز اینکه سال پیش اولین کسی که بهم تبریک میگفت پدرم بودم و اولین کادو و بهترین کادو امسال نیست و جای خالیش نمیذاره طعم شیرین تولد رو حس کنم. همین.
وخدای که در این نزدیکی.
بله خواستم بگم من این مدل آدمی هستم که با داشتن کلی بهانه برای دپرس بودن و غمناک بودن، برای خودم می پلکم، فیلم می بینم، شعر میخونم، کافه میرم، بلند بلند می خندم و دنیا را به هیچ کجام هم حساب نمی کنم. بله من اینهمه آدم توانمندی هستم.
من به یادش بود.
تلفن های بی جواب،
ایمیل های بی جواب،
اس ام اس های بی جواب،
روح آدم رو که خسته می کنند هیچ،
می شوند جزی از خاطره های زندگیت….
مهر
مهر هم آمد، کاش کمی مهرمان در دل هم، در فکر هم، در زندگی هم بیایید، کاش کمی مهر در زبانمان، رفتارما، گفتارمان بیایید، کاش کمی مهر در رابطه هامون، دوستی هامون، زندگی مون بیایید..
مهر و مهربان هم باشیم.
باران عاشقانه.
عشق بازی می کنم با قطره های بارونی که می ریزه روی گونه ام، روی لبهام، روی چشهام و روی تن ام..
زخم
من منتظر کسی بودم که بیاد این زخم ها رو ترمیم کنه، ولی کسی نیومد،همه اش افتاد گردن خودم،حالا باید خیلی مراقب باشم. خیلی مواظبت کنم.
واقعیت.
انسان باید از پله های واقعیت عبور کند اما به آنها گیر نکند. اگر به چیزهای که داری گیر نکردی درست حرکت کرده ای در زندگیت، باید مراقب باشی آنها تو را به بند نکشند، در زندگی واقعی وقتی داریم رنج می کشیم بدست خواهیم آورد.
پند.
هیچ گاه برای جلب توجه یک مرد، ارزشهاتون، عقایدتون را نایدیده نگیرید و زیر پا نگذارید.
و البته همچنین برعکس آن.