جای خالی داشتن

اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.

می تابه.

چه اهميت داره که صبح زود خواب بد ديدي و با گريه از خواب پريدي و وقتي ديدي خونه خاليه نشستي همونجا بالشت رو گرفتي بغلت بلند بلند گريه کردي…
چه اهميت داره که رفتی توی اتاق بابات و جای خالیش رو دیدی و باز یادت افتاد که نیست هیچوقت دیگه نیست نشستي بلند بلند گريه کردي…
چه اهميت داره که تو با کلی استرس برای دوستت یه جریانی رو تعریف کنی بعدش اون یه چیزی بهت بگه که انگار یه پارچ آب یخ ریختن روی سرت و همانجا بشینی خيلي بلند گريه کنی…

هيچ کدوم از اينا اهميت نداره
باز هم خورشید می تابه روی صورتت و تو میدونی که زندگی در جریان هست…. با همه ی بالا و پایین های که داره…

تا کنون 6 نظر داده شده »

  گردآفرین wrote @

سلام… سارا جانم خیلی اهمیت داره همش هر چقدر هم که باز خورشید بتابه رو صورتت و زندگی جریان داشته باشه. اهمیت داره چون داغ اون همه جای خالی رو که تو مجبور شدی با بغل کردن بالشتت پر کنی تا همیشه رو دل مهربونت می مونه ! اهمیت داره چون داغ نبودن بابایی ات کم نیست که، یه عالمه است اونم وقتی که دیگه هیچوقت نیست ! اهمیت داره چون ماهیت دوستی رو همون منتقل شدن همهء استرس تو از یه جریانی با تعریف کردنش به دوستت، تشکیل میده وگرنه دوست هم میشه یکی از هزار عابری که هر روز از کنار تو می گذرن بی اینکه هیچ اثری روی همدیگه داشته باشین! پس همه اینا اهمیت داره . اینا هم جزء همون جریان زندگی هست. اینا همون بالا و پایین هاشه. خیلی دوستت دارم سارا جانم و الهی اینهمه ازت دور نبودم و حداقل قد بالشتت بودم که اگه پا شدی یهو خواب بد دیدی و خونه خالی بود بهم زنگ بزنی بیام پیشت یا حتی همون جا پشت تلفن بلند بلند گریه کنی … و من قول بدم آروم باشم و اینقد خوب تو رو با گریه هات بغل کنم که همهء گریه هات بیان همشون و تو بعدش سبک شده باشی اونقد که بخندی.

  گردآفرین wrote @

سلام… سارا جانم خیلی اهمیت داره همش هر چقدر هم که باز خورشید بتابه رو صورتت و زندگی جریان داشته باشه. اهمیت داره چون داغ اون همه جای خالی رو که تو مجبور شدی با بغل کردن بالشتت پر کنی تا همیشه رو دل مهربونت می مونه ! اهمیت داره چون داغ نبودن بابایی ات کم نیست که، یه عالمه است اونم وقتی که دیگه هیچوقت نیست !

  گردآفرین wrote @

اهمیت داره چون ماهیت دوستی رو همون منتقل شدن همهء استرس تو از یه جریانی با تعریف کردنش به دوستت، تشکیل میده وگرنه دوست هم میشه یکی از هزار عابری که هر روز از کنار تو می گذرن بی اینکه هیچ اثری روی همدیگه داشته باشین! پس همه اینا اهمیت داره . اینا هم جزء همون جریان زندگی هست. اینا همون بالا و پایین هاشه. خیلی دوستت دارم سارا جانم و الهی اینهمه ازت دور نبودم و حداقل قد بالشتت بودم که اگه پا شدی یهو خواب بد دیدی و خونه خالی بود بهم زنگ بزنی بیام پیشت یا حتی همون جا پشت تلفن بلند بلند گریه کنی … و من قول بدم آروم باشم و اینقد خوب تو رو با گریه هات بغل کنم که همهء گریه هات بیان همشون و تو بعدش سبک شده باشی اونقد که بخندی.

  امیر wrote @

سلام خدمت سارا خانم
مرهبا، خوشمان آمد، زنده باشید و پاینده.

محض یاد آوری عرض می کنم:

هی فلانی ، زند گی شاید همین باشد؟

یک فریب ساده و کوچک .

من گمانم زندگی باید همین باشد .

  چكاوك wrote @

اينا توي زندگي همه هست
وقتي ناراحت كوننده مي شه كه تنها باشي و بي اميد
اميدوارم هيچكودومش نباشي
راستي پراكنده نويسي مال خودته؟

  akharinbarg wrote @

هر که رفت پاره ای از دل ما را با خود برد
این دنیا همینه.. یکی میاد یکی میره
اما گاهی حاضریم او نیاید اما این بماند


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>