فکر می کنم آدم یه جایی از زندگیش خسته میشه.
از همه چیز
جنگیدن
عاشقی
دوست داشتن
خواستن
رفتن
امیدواری
بودن
نبودن
و حتی از خودش..
جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.آخر قصه ی من نزدیکه.
6 دیدگاه »
همه گاهي اينجوري مي شند
ولي كاش نمي شدند
http://farahmandt.blogspot.com/search/label/Group_Meditation
اطلاعیه مدیتیشن گروهیn برای ایران
لطفا به دوستان خود اطلاع دهید
http://farahmandt.blogspot.com/search/label/Group_Meditation
اطلاعیه مدیتیشن گروهی برای ایران
لطفا به دوستان خود اطلاع دهید
ولی سارا آخر قصه هیچکس دست خودش نیست
درست اون زمانی که فکر می کنی همه چیز داره تموم میشه
دوباره دنیا به تو لبخند می زنه
هیچوقت نتونستم با خودم به این نتیجه برسم که لذت عاشقی می ارزه به این همه احساس های بد نسبت به خود؟؟؟
دیدگاه شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
نزنی کار دست خودت بدی؟!