جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.آرشیو برای ژوئن 8, 2009
روزمره گی.
داشتم فکر می کردم توی همه ی اون لحظه های که بمن میگفته نمیتونم، نمیشه، نیستم، کار دارم، اعتبار موبایل ندارم، شارژ موبایل ندارم، توی همه این مدت که شاید هزار بار بیشتر اینا رو گفته بهم و منم باور کردم که واقعن آره شرایط اش یه مدلی که نمیتونه، میتونسته، موبایل داشته، وقت داشته و میشده…. این یعنی یا من خیلی احمق بودم توی این رابطه یا خیلی عاشق بودم و شاید هم احمق عاشق…
سپاس
سپاس از تو که بودی با من هر چند کوتاه.
و حالا رفته ای،
و جای خالیت
مرا می برد به روزهای که
بی آنکه بخواهیم مفت از دست دادیم.