یه رابطه های هستند، که آدم مال تو نیست، اصلن مگه قرار توی هر رابطه ی آدمه مال تو باشه؟ اصلن کی گفته قرار همه آدمها برای هم باشن؟ ولی یه رابطه های هست، یه رفاقت های هست، که خیلی قدمت داره، خیلی زیاد، بعدش تو دیگه نسبت به اون آدمه یه حس داری، حس ات خاصه، انگار اون آدمه برات مقدسه، آنقدر ارزش اون آدم و رابطه زیاده که دلت میخواد توی صندوقچه نگهش داری که هیچ خدشه ی بهش وارد نشه، دلت میخواد جاش آنقدر امن باشه که هیچ چیزی باعث آزارش نشه، این رابطه ها از اون رابطه های هستند که روح آدمها رو بهم وصل می کنند، روح آدمها توی هم گره میخوره، این رابطه ها توش عشق هست، دوست داشتن هست ولی مقدسه یه جوری تقدس داره این عشق و دوست داشتنه که همیشه یه کلمه خیلی اینا بهش چسبیده شده همه اش می گی آخه خیلی رفیقیم، خیلی دوستیم، دوستیمون قدمت داره. خیلی قدمت داره من رسما عاشق این رفاقت ها هستم.
جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.۱ دیدگاه »
دیدگاه شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
بیشتر از هر چیزی از این نوع رابطه میترسم. میترسم که خراب بشه. میترسم که لیاقتش رو نداشته باشم. میترسم دقیقا همون لحظهای که بیشترین لذت رو از او میبرم، یه طوریش بشه. خراب بشه، یا طرف فوت کنه.