جای خالی داشتن

اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.

آرشیو برای ژانویه 18, 2009

یه آدم جدید

آدمهای مستاصل و درمانده را دوست ندارم، آدمهای که نمیدانند باید چیکار کنند و هی گیج میزنند دور خودشان، حالا خودم شدم یکی از اون آدمها، می چرخم دور خودم، و یادم میرود باید زندگی کنم، یادم میرود باید نفس بکشم، این مدلی که اینهمه بغض دارم و اینهمه حالم خوب نیست رو دوست ندارم، انگار من نیستم، یه آدمه دیگه هست که توی من تازه داره رشد میکنه، یه آدمی که قرار به جای اون آدم قبلی بمونه، اما من هی دارم سعی می کنم نذارم جای برای خودش پیدا کنه، دلم نمیخواد این مدلی غمناک و بغضناک باشم اونم اینهمه زیاد اینهمه سخت و سنگین.