جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.آرشیو برای ژانویه 15, 2009
غم زمانه
غم زمانه که هیچش گران نمی بینم
دواش جز می چون ارغوان نمی بینم
در این خمار، کسم جرعه ای نمی بخشد
ببین که اهل دلی در میان نمی بینم (حافظ)
باید بگویم سخت می شود بی تو، روزهای بی تو برای من روزهای مُرده ی هستند، هر چند تمام می شود ولی تا بخواهم عادت کنم و بپذیرم این روزها را جانم در می آید، میدانم جان می کنم روزی که نه هر لحظه، بی تابی ها و بی قرارها امانم را بریده، اما چاره ی نیست باید بتوانم تحمل کنم، بقول یه بزرگی آنچه مرا نکشد قوی ترم می کند، حالا خواستم بگم من نمیخوام این قوی بودن رو، نمیخوام تحمل کنم این روزها رو، نمیخوام نباشی، میخوام بگم طاقت ندارم، مگه نمی گن خدا به اندازه طاقت آدمها بهشون درد و غم میده، میخوام بگم خدایا طاقت من خیلی کمه، خیلی ضعیفم، نمیتونم تاب بیاورم اینهمه آشفتگی رو که ریخته توی من، توی زندگیم. کمکم کن خب.
غم زمانه که هیچش گران نمی بینم