جای خالی داشتن

اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.

آرشیو برای نوامبر 15, 2008

رفتن

میگویم این بار اگر کسی خواست برود، جلویش را نمی گیرم، حتی نمی گویم چرا، اعتراض هم نمی کنم، هیچ، می گذارم برود، برایش شعر هم میخوانم، و کمی هم آب می ریزم پشت سرش که بسلامت برود و هر شب برایش دعا می کنم که روزگارش طعم عسل و توت فرنگی بدهد.