جای خالی داشتن

اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.

مرگ

شنیدن خبر غرق شدن یک پسر 18 ساله در دریای چه حالی به آدم میده، خوب الان حال من همونطوری دیگه، پسری که همراه خانواده خودشون و عمه و عموهاش میرن شمال که از اونطرف هم برن مشهد ولی همون روز اول که میرسن همراه پسرعموش میره دریا و فرداش جنازه اش پیدا میشه، یعنی غریق نجاتها هر چی میگردن پیدا نمی کنند جنازه رو منتظر میشن که خود دریا براشون بیاره….

یه پسر 18 که تازه کنکور داده و رتبه اش چیزی حدود 800 شده بوده، خوب یعنی همه آرزوهاش رفت بر باد، همه آینده اش، همه زندگیش.. حالا اون که رفت و راحت شد.. خانوده اش.. پدر و مادرش چه حالی هستند…

اصلا یه طوری گنک هستم، همین تازگی بود که عکس رو توی 360 دیدم و کلی با هم گپ زدیم و کلی باهاش حرف زدم برای انتخاب رشته اینها…..

تا کنون 2 نظر داده شده »

  pazh wrote @

تسلیت میگم…

  يك مخاطب جديد wrote @

بازگشت همگان به سوی او است


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>