جای خالی داشتن
اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.آرشیو برای می 5, 2008
دوستی های آبکی
مدل رابطه ها این روزها خیلی فرق کرده، سالها پیش که با کسی دوست می شدی برای خیلی چیزها حرمت و احترام می گذاشتیم، برای وقتمان، برای بودنمان، برای دوست داشتنهامان، ولی الان دیگر اون حرمت نیست دارم می بینم که این روزها رابطه ها شده فقط لذت آنی، میدانی آنقدر این نسل جدید تغییر فاحش و عینی دارد که نمی شود به راحتی از کنار یک سری چیزها گذشت، و تغییر این نسل به نسلهای گذشتم هم سرایت کرده است، همه دنبال همان لذت سطحی و آنی شده اند..
گذشت زمان یک چیز را بمن ثابت کرد که رابطه ها تاریخ مصرف دارند، حتی آدمها و حضورشان نیز تاریخ مصرف دارند، رابطه ها یک روزی در یک نقطه تمام می شوند، حالا شاید ادامه داشته باشد، و گاهی حالی از هم بپرسند، گاهی به حال و هوای گذشته ها بروند ولی آن حسها دیگر نیست، یه طوری منصوعی شده است، میدانی چه میگویم دیگر آن کشش و جذابیت نیست.. حالا گاهی یک طرفه می شود این نبودنها، گاهی هر دو طرف تمایل دارند که هیچ، آنوقت باید فاتحه همه چیز را خواند. ولی امان از روزی که یکطرف می شود، و طرف دیگری هی منتظر یک نشونه، یه علامت، یه اشاره است که برود درحال و روزهای گذشته و هی دارد کنکاش می کند که بدانند چه چیزی باعث شد که این چنین از هم دور شوند..
به راستی که دارم می فهمم که تنوع طلبی شاید یکی از دلایل باشد، تغییر حالات و روحیات آدمها دلیل دیگر، روشنفکر بازی دلیل دیگری، نمیدانم بی شک دلایل زیادی وجود دارد که رابطه ها پایه و اساس نداشته باشند… آدم گاهی دلش می گیرد که چرا دوستی ها اینهمه آبکی شده است.
نمیخواهم رابطه یا آدمی را تجزیه و تحلیل کنم فقط دارم اشاره کوتاهی می کنم به کلیات یه مسئله، که گاهی بی آنکه بخواهیم دور می شویم از آن چیزی که دنبالش بودیم و در جستجویش….