جای خالی داشتن

اینجا قرار هست من جاهای خالی زندگیم، تنم و احساسم را با نوشتن و نوشتن پر کنم.

آرشیو برای آوریل 12, 2008

مقدس

حضورت در خانه ی من، در اتاقم، پشت میز کامپیوترم، جلوی کتابخانه ام، روی تختم

گویا در خواب بودم من، یا بیداری، کاش کسی در آن لحظه یک سیلی بمن میزد

تا از خواب بیدار شوم، ولی گویا بیدار بودم

بوی عطرت همه فضای اتاقم را پر کرده است.

چقدر حس خوبتری نسبت به همه وسائل این اتاق پیدا کردم

یه جوری مقدس شده اند …